X
تبلیغات
سلامت باشیـــــــد - دختر یا پسر ؟؟؟!!!
 
 

  

روش تغذيه ای برای تعیین جنسیت

در اين روش از طب سنتی قديم و روشهای علمی جديد استفاده می شود بر اساس طب قديم خوردن بعضی از غذا ها مانند کاهو، توت فرنگی ، خرملا، هل، زعفران ... در هنگام بار دار شدن به پسر شدن و مصرف ماست، ترشی، تخم مرغ... به دختر شدن جنين منجر می شود.

همچنين بر اساس تحقيقات انجام شده ، ثابت شده است که تغيير در غلظت بعضی از املاح خون باعث کمک به تعيين جنسيت می شود به اين شکل که افزايش سديم و پتاسيم و کاهش کلسيم و منيزيم بدن برای افرادی که خواهان پسر هستند و عکس آن برای دختر شدن جنين کمک کننده است البته بايد حداقل به مدت 4 تا 6 هفته انجام شود تا کارساز باشد البته اين رژيم حتما بايد زير نظر پزشک و مراقبتهای خاص و با مقادير معين انجام شود و انجام خودسرانه آن به هيچ وجه توصيه نمی شود

 

 

زمان بندی مقاربت برای تعیین جنسیت

برای استفاده از روش زمان بندی کافی است نگاهی به خصوصيات تخمک (X) و دو نوع اسپرم حاوی کروموزومهای X Y در آقايان بيندازيم می دانيم که خانمها هر ماه در اواسط سيکل خود يک يا چند تخمک که از نظر جنسی فقط X هستنذد توليد می کنند و در مقابل آقايان دارای دو نوع اسپرم X Y هستند در واقع اين مرد است که جنسيت سلول تخم را تعيين می کند به شکلی که اگر تخمک X با اسپرمY لقاح يابد سلول تخم مونث شده و اگر تخمکX با اسپرم Y لقاح يابد سلول تخم مذکر می شود.تخمک يک شلول درشت است که حدود ۰.۱ ميلی متر قطر دارد و با چشم غير مسلح هم قابل مشاهده می باشد .حرکت آن بسيار کم و سنگين است و در حدود 72 ساعت می تواند در شرايط رحم زنده بماند . آقايان دارای دو نوع اسپرم هستند اسپرمی که حاوی کروموزوم X است و اسپرمی که حاوی کروموزوم Y است اسپرمX دارای سر بيضی بوده درشت تر و سنگين تر و با حرکت کمتری نسبت به اسپرم Y است و طول عمر آن بيشتر است . اسپرمYکوچکتر ، فرزتر و با سرعت بيشتری می باشد و دارای دم بلندتری است سر آن نيز گرد است ولی طول عمر آن کوتاه تر است و بسيار کم جان تر و ضعيفتر است . در واقع تفاوت اين دو نوع اسپرم است که پايه و اساس انتخاب جنسيت را تشکيل می دهد و تمام روشهای انتخاب جنسيت در دنيامبتنی بر اين تفاوتها می باشد. يک نکته مهم اين است که اگر چه اسپرمهای Y کم جانتر و دارای عمر کوتاه تری هستند ولی تعداد اسپرمهای اين نوع بسيار بيشتر از اسپرمهایX است و اين جبران کننده نقطه ضعف آنهاست . و موجب يکسان شدن تعداد مواليد دختر و پسر می شود. اسپرمهایY نسبت به محيط اسيدی بسيار حساس هستند و سريعا در اين محيطها از بين می روند و در مقابل اسپرمهایX در اين محيطها مقاومت بيشتری دارند و به اين علت در تعيين جنسيت از شستشوهای اسيدی يا قليايي استفاده می شود.

طبق مطالب فوق يکی از مهمترين نکات در تعيين جنسيت ، تعيين زمان تخمک گذاری می باشد و اگر مقاربت در حوالی زمان تخمک گذاری صورت گيرد ، پسر بدنيا خواهد آمد چرا که در زمان تخمک گذاری ترشحات دهانه رحم از هميشه قليايي تر و رقيق تر است و ارتجاع پذير تر است و حرکت اسپرمهایY را بسيار سهل و آسان می کنداما اگر مقاربت 3 تا 4 روز بعد يا قبل از تخمک گذاری اتفاق بيفتد شانس پسر شدن بشدت کاهش می يابد و احتمال دختر زياد می شود .

يکی ديگر از مواردی که در انتخاب جنسيت می توان از آن بهره جست ارگاسم زن در هنگام مقاربت است . می دانيم که در هنگام ارگاسم زنانه ترشحات با PH قليايی از دهانه واژن ترشح می شود که همزمان با انقباضات عضلات واژن باعث بالا راندن اسپرمهای پسر و کمک به حرکت ان اسپرمها به سمت رحم می شود و اين مورد به زوجهای خواهان فرزند پسر پيشنهاد می شود.

 تعداد اسپرمها

در زوجهايي که 2 يا بيش از 2 فرزند دختر دارند و خواهان پسر می باشند مرد بايد يک آزمايش شمارش اسپرمی بدهد چرا که اگر تعداد اسپرمهای مرد در يک سی سی کمتر از 20 ميليون باشد احتمال دختر دار شدن 80% و اگر زير 5 ميليون باشد اين احتمال 100% خواهد بود. کلا هر اتفاقی که باعث افزايش اسپرمها شود به نفع پسر شدن است و برعکس به نفع دختر شدن.

 ماههای سال

از روشهای ديگر در تعيين جنسيت استفاده می شود با استفاده از جداولی ، سن مادر را با حاملگی در نظر می گيرند و بر اين اساس مشخص می شود که بارداری در هر ماه که اتفاق بيفتد احتمال کدام فرزند بيشتر است . مثلا مادری 30 ساله اگر در ماه ارديبهشت باردار شود جنين حاصله دختر خواهد بود

اگر تمام موارد در بالا بطور همزمان و زير نظر فرد مجرب در تعيين جنسيت و به درستی انجام شود می توان بين 80% تا 90% به حصول نتيجه مطلوب اميدوار بودالبته تعيين زمان تخمک گذاری مهمترين مورد است و تجربه و دقت زيادی را طلب می کند. چون حتی اگر 21 ساعت در تعيين زمان اشتباه کنيم نتيجه متفاوت خواهد بودو در ضمن تمام اين روشها بايد از حدود 2 ماه قبل از بارداری انجام شود خصوصا روشهای تغذيه ای از 1.5 ماه قبل از بارداری بايد شروع شود. بدون شک حتی اگر يک روز از لقاح گذشته باشد جنسيت جنين مشخص است و نمی توان آن را تغيير داد . و اگر قرار است تعيين جنسيتی انجام شود حتما بايد قبل از بارداری باشد.

آخرين نتايج ما درباره تعیین جنسیت

 ما سالها گفته‌ايم كه موفقيت ما حداقل 75 درصد است. اين درصد همواره براي كساني كه پسر مي‌خواهند، بيشتر از افرادي است كه طالب دخترند. اين امر دلايلي دارد كه با مطالعة ادامة كتاب از آنها مطلع خواهيد شد. ما در پنج سال گذشته نتايج را (به طرق پيچيده‌تر و متفاوت با گذشته) بيشتر مورد تجزيه و تحليل قرار داده‌ايم.

ميزان موفقيت كلي ما براي دختردار شدن مقدار بسيار جزئي كمتر از 75 درصد است. ميزان موفقيت كلي ما براي پسردار شدن، كمي بيش از 80 درصد مي‌باشد. به استناد مداركي كه از جداول و پرسشنامه‌هاي تكميلي بدست آورده‌ايم، اين ميزان‌هاي موفقيت در كساني كه تمام دستورات را به دقت اجرا كنند، بيشتر مي‌شود. اما از آنجا كه انسان ممكن الخطاست، بهتر است ميزان موفقيت خود را 80-75 درصد «اعلام كنيم». يادآور مي‌شويم كه با مراقبت و دقت بيشتر، ممكن است شانس موفقيت شما به ميزان درخور توجهي بالاتر رود. ما اميدواريم كه با ظهور روش‌هايي اضافي و گاهي قابل اطمينان‌تر براي تعيين زمان تخمك‌گذاري، كه در همين چاپ آورده شده است، (و نيز طرحي كه براي كاهش شكست روش شيتلز تنها در اين كتاب براي پارسي زبانان ارائه شده است و همچنين تركيب دستورات طب سنتي در اين روش) ميزان موفقيت‌مان در آيندة نزديك حتي به بالاتر از اين هم برسد.

در چاپ قبلي اين كتاب،‌ ما از خوانندگان خواسته بوديم كه از طريق پرسشنامه‌هاي از پيش تهيه شده، به ما اعلام كنند كه قصد دارند از اين روش براي پسردار شدن استفاده كنند يا دختردار شدن؟ اميدواريم با ادامه دادن به اينكار،‌بتوانيم موارد بيشتري را پيگيري كنيم. متأسفانه انجام اينكار به مقياس بزرگ، براي ما مقدور نيست چرا كه كارمندهاي زياد و سرماية عظيمي را مي‌طلبد. با اين حال ما توانسته‌ايم درصدها مورد، پرسشنامه‌هاي اوليه و پرسشنامه‌هايي را كه مجدداً ارائه شده مقايسه كنيم. اين قبيل داده‌ها مطمئن و معتبرتر از داده‌هائي است كه تماماً «بعد از واقعه» يا به صورت «گذشته نگر» بدست مي‌آيند.

 با بررسي اين حجم كمتر ولي با معني و معتبرتر داده‌ها، در مي‌يابيم كه نتايج، درست به موازات همانهائي است كه در كل بدست آمده بود. اين امر بسيار اميدوار كننده بود. در كساني كه اول اعلام كرده بودند كه به دنبال دختردار شدن هستند، (و بعداً نتيجة كارشان را توسط پرسشنامة تكميلي برايمان فرستاده بودند، دريافتيم كه ميزان موفقيت، تنها به ميزان جزئي كمتر از ميزان موفقيت كلي ما در دختردار شدن مي‌باشد (حدود 73 درصد). در كساني كه ابتدا معلوم شده بود پسر مي‌خواهند (و بعداً نتايج كارشان را از طريق پرسشنامة‌ تكميلي فرستاده‌اند)، ميزان موفقيت، دقيقاً‌ همان مقداري بود كه قبلاً  از نمونه‌هاي بزرگتر بدست آمده بود (80 درصد).

 در تعیین جنسیت همه موفق نمي‌شوند

هر موقع كه خبر موفقيت زوجي به ما مي‌رسد، مسلماً خوشحال مي‌شويم و به وجد مي‌آئيم. در عوض با شنيدن خبر ناكامي زوجي در امر انتخاب جنسيت، خيلي ناراحت مي‌شويم. البته عاقلانه‌تر آن است كه هميشه به ياد داشته باشيم كه هر كسي موفق نمي‌شود. ميان «شكست» حداكثر 25%، چيزي انكار ناپذير است. مقداري از اين ناكامي ناشي از بي‌دقتي و عدم پيگيري صحيح دستورات است. البته گاهي به مواردي برمي‌خوريم كه با وجود اينكه به نظر مي‌رسد همة كارها به درستي انجام گرفته است، ولي باز هم به نتيجة مطلوب دست نمي‌يابند.

آيا تعیین جنسیت  مشروع و اخلاقي است؟

برخي از زوج‌ها به شدت دلواپس مشروعيت و اخلاقي بودن يا نبودن امر انتخاب جنسيت هستند. تاكنون نامه‌هاي زيادي از زوج‌هايي با مذاهب گوناگون بدست ما رسيده كه نويسندگان آنها نگران نظر مذهب خود دربارة مسئلة انتخاب جنسيت فرزند بوده‌اند. در بررسي‌هايي كه ما انجام داده‌ايم، هيچگونه مورد ضداخلاقي يا موهن به مقدسات در امر انتخاب جنسيت وجود ندارد. اينجانب در اين خصوص، شخصاً‌ با تعدادي از مراجع تقليد بزرگوار دربارة مشروعيت امر انتخاب جنسيت و نيز راجع به روش دكتر شيتلز مكاتبه كرده و از ايشان استفتاء نموده‌ام كه شايسته است پاسخ تعدادي از آن حضرات عظام را كه تا قبل از اتمام نگارش اين كتاب بدست من رسيده، عيناً برايتان ذكر كنم. قبل از آن توجهتان را به نكاتي چند از كتب اسلامي دربارة انتخاب جنسيت جلب مي‌كنم. ابتدا مي‌پردازيم به آيه‌اي از قرآن كريم كه با صراحت سبب ساز اصلي جنسيت فرزند را به همه معرفي مي‌نمايد. در آية 49 سورة‌ مباركة شوري چنين آمده است :

 «(خداوند) به هركس كه اراده كند دختر مي‌بخشد و به هركس كه بخواهد پسر، يا اگر بخواهد هم پسر و هم دختر به آنها مي‌دهد و هركس را بخواهد عقيم و بي‌فرزند مي‌گذارد».

 همانطور كه از آية شريفة فوق برمي‌آيد، اصل انتخاب جنسيت با ذات اقدس الهي است و هيچكس را ياراي تغيير دادن مشيت‌هاي الهي نيست. ولي اين مطلب با پيشرفت‌هاي علمي دانشمندان در زمينة درمان عقيمي و يا امر انتخاب جنسيت تضادي ندارد. چرا كه خداوند به اشرف مخلوقات قدرت تفكر و تفحص عطا نموده تا درصدد پيداكردن راه حل معضلات و تحقق خواسته‌هاي مشروع خود برآيد. وقوع چنين پيشرفت‌هاي علمي نيز خود جزئي از مقدرات الهي است. در مورد كساني كه از روش موفقي براي انتخاب جنسيت فرزند سود مي‌برند، چنين مقدر شده كه با آن روش آشنا شده و آن را بكار بندند تا بدينوسيله مقدرات الهي تحقق يابد. در كتاب تفسير نمونه، ذيل آية شريفة فوق چنين آمده است :

 «به اين ترتيب، مردم به چهار گروه تقسيم مي‌شوند. آنها كه تنها پسر دارند و در آرزوي دختر هستند و آنها كه دختر دارند و در آرزوي پسرند و آنها كه هر دو را دارند و گروهي كه فاقد هرگونه فرزندند و قلبشان در آرزوي آن پر مي‌كشد و عجب اينكه هيچكس نه در زمانهاي گذشته و نه در امروز كه علوم و دانش‌ها پيشرفت فراوان كرده، قدرت انتخاب در اين مسئله را ندارد. و عليرغم تمام تلاش‌ها و كوشش‌ها هنوز كسي نتوانسته عقيمان واقعي را فرزند ببخشد و يا نوع فرزند را طبق تماميل انسان تعيين كند. گرچه نقش بعضي غذاها و داروها را در افزايش احتمال تولد پسر يا دختر نمي‌توان انكار كرد.» نكتة‌ديگري كه در تفسير اين آيه آمده است، اين است كه «در اين آيات اُنات (دختران) را بر ذكور (پسران) مقدم داشته تا بيانگر اهميتي باشد كه اسلام بر احياي شخصيت زن مي‌دهد. … تعبير مي‌بخشد (يَهِبُ) اشاره دارد به اينكه دختران همچون پسران هدية الهي هستند و فرقي بين آنها از اين حيث نيست.»

 در زمينة انتخاب جنسيت فرزند، احاديث و روايات زيادي از حضرت رسول اكرم (ص) و ائمة‌ اطهار (ع) نقل شده كه اينجانب به علت محدوديت وقت نتوانستم به همة‌ آنها دسترسي پيدا كنم، همچنين هر آنچه را كه يافته‌ام در اين مبحث نمي‌گنجد و از حوصلة بحث خارج است. وجود اينگونه احاديث و روايات، خود مجوز كار كردن در زمينة مسئله انتخاب جنسيت است و اگر انتخاب جنسيت از نظر اسلام اشكال داشت، هرگز پيشوايان دين اسلام چنين دستوراتي را براي انتخاب جنس فرزند نمي‌فرمودند.

 بدنيست در همين جا با چند نمونه از احاديث و روايات ائمة اطهار (ع) آشنا شويد. حديثي از امام صادق عليه‌السلام نقل شده (كه در بسياري از كتب اسلامي از جمله لئالي‌الاخبار صفحة 280، نوادرالحكمه و جلد سوم كتاب ازدواج نوشتة دكتر پاك‌نژاد به چاپ رسيده است) كه مي‌فرمايند : «هركس مي‌خواهد كه صاحب فرزند مذكر شود، هنگام آميزش دست راستش را به پهلوي راست زنش بگذارد و هفت مرتبه انا انزلناه بخواند و آميزش كند. پس آنچه را بخواهد مي‌بيند». حضرت در جايي ديگر فرموده‌اند كه «هركس نيت كند نام فرزندش را محمد يا علي بگذارد، فرزند او پسر بدنيا آيد». همچنين آن حضرت فرموده‌اند كه «هيچ مردي نيست كه حملي داشته باشد پس نيت كند كه آن را محمد بنامد، مگر اينكه مذكر باشد».

 در صفحة 82 كتاب حليةالمتقين روايتي از كتاب  طب‌الائمه نقل كرده كه در آن،‌ حضرت امام محمدباقر عليه‌السلام فرموده‌اند : «سه روز بعد از نماز صبح و نماز خفتن،‌هفتاد مرتبه سبحان‌الله و هفتاد مرتبه استغفرالله بگو و بعد از آن اين آيات را بخوان : استغفروا ربكم انه كان غفارا، يرسل السماء عليكم مدرارا، و يمددكم باموال و بنين و يجعل لكم جنات و يجعل لكم انهارا (سورة مباركة نوح آيات 11 و 12) پس در شب سيم (سوم) با زن خود جماع كن كه خدا پسري كه خلقتش درست باشد بتو عطا مي‌فرمايد».

در كتاب تربيت كودك از نظر اسلام  نوشتة آقاي محمد صفري (با استناد به كتاب كافي جلد 6 صفحة‌ 11 و 12) چنين آمده است : «از چند روايت استفاده مي‌شود كه خوردن كاسني فرزند پسر را زياد مي‌نمايد. … روي همين اصل است كه امام صادق (ع) مي‌فرمايند خانواده‌هايي كه كاسني زياد مي‌خورند فرزند پسر بيشتر از دختر دارند و با تجربياتي كه شده است و آماري كه گرفته‌ام اين موضوع حقيقت دارد.»

 هر چند نحوة‌ تأثير اين دعاها و اعمال توصيه شده، برما پوشيده است، ولي براي ما همين بس كه بدانيم اولاً مي‌توان روي جنسيت فرزند تأثير گذاشت و ثانياً انجام اينكار منع شرعي ندارد و به قول حضرت آيت‌الله العظمي صانعي امري مستحب است و اگر به قصد قربت انجام شود مستوجب اجر اخروي خواهد بود.

حال وقت آن رسيده كه به تبيين نظرات تني چند از مراجع عاليقدر در مورد مشروعيت امر انتخاب جنسيت فرزند و به ويژه جايز بودن روش شيتلز بپردازيم.

فوايد رواني انتخاب جنسيت

 اين فوايد نيز بسيار حائز اهميتند. بسياري از فرزندان چه دختر و چه پسر، با پي بردن (اغلب مستقيماً از زبان والدين) به اينكه فرزند دلخواه يك يا هر دو والد خود نمي‌باشند، متحمل ضربة روحي رواني شديدي مي‌شوند. مسئله اين نيست كه والدين تا چه حد خواهند توانست اين دلشكستگي خود را از پسري كه آنها در آرزوي دختر شدنش بوده‌اند يا برعكس، مخفي نگهدارند، بلكه حقيقت اين است كه تقريباً‌ هميشه به نحوي اين راز براي فرزند برملا شده و او بقية عمرش را با سرخوردگي و احساس نوعي «شكست» خواهد گذراند. انزوا، رفتار ضداجتماعي يا اختلال جنسيت مي‌توان از عواقب شوم اين ضربة روحي باشد.

دكتر ورني در كتاب اخير خود تحت عنوان «زندگي پررمز و راز بچه‌هاي بدنيا نيامده» اعلام كرده است كه براساس مطالعة مقدماتي خود كه برروي گروهي از افراد تحت روان درماني صورت داده، به دنبال تعيين اثر وقايع قبل و حين تولد آنها بر زندگي آتي آنان بوده است. اين روانپزشك كه اهل تورنتو است، بدين نتيجه رسيده كه احساس والدين نسبت به فرزندانشان در هنگام توليد و حتي پيش از آن، مي‌تواند اثر ديرپايي برجا گذاشته و نقش بسزايي در برخي جنبه‌هاي رفتاري و سلامت روحي فرزندانشان داشته باشد. وي نتيجه‌گيري كرده كه علاقة وافر والدين به داشتن فرزند و نيز دلخواه بودن جنسيت آن،‌دو عامل اساسي در درست شكل گرفتن شخصيت فرزندان مي‌باشند.

به عبارت ديگر، دو تا از مهمترين ملاك‌هايي كه مي‌توانيم در خود سراغ داشته باشيم اين است كه اولاً‌ آيا به دنبال داشتن موجودي انساني هستيم و ثانياً‌ اينكه اختصاصاً در انتظار پسر هستيم يا دختر. دكتر ورني معتقد است كه «هم در مردان و هم در زنان جمع اين دو باعث كاهش افسردگي و عصبانيت‌هاي بي‌دليل و بهتر شدن قدرت تطابق و سازگاري جنسي مي‌شود».

 محقق پزشكي ديگري به نام دكتر بنديكت عقيده دارد كه برخي اشخاص واقعاً‌ فقط به درد بزرگ كردن يك جنس مي‌خورند و انتخاب جنسيت مي‌تواند در چنين مواردي به كار گرفته شود تا هم به والدين و هم فرزنداني كه متحمل صدمات ناروا مي‌شوند، كمك شود. البته اين مطلب چندان براي ما خوشايند نبود چرا كه والد يا والديني كه اصلاً‌ نمي‌توانند با فرزنداني از يك جنس بسازند، تقريباً به طور حتم مي‌توان گفت كه ناراحتي رواني‌شان به حدي است كه بهتر است اصلاً بچه‌اي نداشته باشند. اما از آنجا كه چنين اشخاصي احتمالاً مصمم به بچه‌دار شدن هستند، به نظر ما مسئله‌اي نيست كه حتي چنين موارد متعصبي هم از روش انتخاب جنسيت بهره بگيرند.

نتيجه سخن در مورد تعیین جنسیت

عنوان حرام بودن و نيز موضوع آن در مورد فرض صدق مى كند; بنا بر اين محكوم به حرام بودن خواهد بود.

از اشكال بالا تنها مى توان چنين پاسخ داد:

روايات ياد شده به موردى انصراف دارد كه مهبل زن يكى از دو ركن تشكيل نطفه باشد, به قسمتى كه اين نطفه به وسيله تخمك همين مهبل تشكيل يافته باشد; اما در مورد فرض ما, مهبل هيچ نقشى در تشكيل نطفه ندارد, بلكه ظرف مناسبى است كه نطفه سپرده شده در آن پرورش مى يابد و رشد مى كند; از اين رو, اخبار اين مورد را در بر نمى گيرند, بلكه از آن انصراف دارند.

يادآورى: اگر در نسخه حديث, عبارت: ((فى غير موضعه)) آمده باشد, مى توان از آن استفاده اطلاق كرد, زيرا در اين صورت معناى حديث چنين خواهد بود:

((فى غير موضع الرجل)), يعنى نطفه را در غير جايگاه مرد قرار دهد و مراد از جايگاه مرد, همان موضعى است كه از ديدگاه شرعى در اختيار او گذارده شده و مفهوم آن اين است: رمز حرام بودن تشكيل نطفه آن است كه اين نطفه در رحم زنى گذاشته شده كه همسر او نيست. بنا بر اين, روايت فراگير است و ملاك حرام بودن, قرار گرفتن نطفه در مهبلى است كه از آن همسر مرد نباشد.

لكن نسخه كافى: ((فى غير موضعها)) دارد كه موضع به نطفه نسبت داده شده است. در اين صورت, مى توان گفت: موضع نطفه, همان جايى است كه نطفه به وسيله تخمك آن تشكيل شود=[ تخمك از خود مهبل باشد و نه از مهبل ديگر].

سخن منصفانه اين است كه ادعاى انصراف[ روايات حرام بودن به موردى كه تخمك از خود مهبل باشد] بنا بر تمام نسخه ها دور نيست. بنا بر اين, اجاره دادن مهبل, به اين معنى جايز خواهد بود.

صورت دوم: نطفه از آب مرد و تخمك زنى تشكيل شود كه بر مرد آميزش با او حرام است و آن گاه اين نطفه در مهبلى كاشته شود كه براى مرد حلال است و يا در رحم همين زنى كه صاحب تخمك است و يا در رحم يك زن ديگر كه بر اين مرد حرام است و يا در رحم حيوانى.

در اين مورد, از دو جهت مى توان سخن گفت: يكى در اصل بسته شدن نطفه و ديگر در كاشتن اين نطفه در مهبل پس از بسته شدن آن در بيرون مهبل.

اما درباره بسته شدن نطفه به ترتيب بالا بايد گفت: بى گمان, عناوينى كه در دلايل حرام بودن آمده اند, آن را در بر نمى گيرند; زيرا آنها عناوين ويژه اى هستند كه از قرار دادن منى و يانطفه در داخل مهبل انتزاع مى شود, در حالى كه در مورد فرض, نطفه در خارج مهبل بسته شده است; بنا بر اين, دليلهاى حرام بودن, اين فرض را در بر نمى گيرند.

البته, اگر خصوصيت قرار دادن نطفه در داخل مهبل از اين دليلها برداشته شود و ادعا گردد كه مقصود تشكيل نطفه با آب مرد و تخمك زنى است كه بر اين مرد حرام است و آوردن واژه ((رحم)) در روايات, تنها بدين لحاظ است كه نطفه به طور معمول, در رحم تشكيل مى شود و يا گفته شود كه تشكيل نطفه در مكانهاى مصنوعى جديد, قرادادن نطفه در غير جايگاهى است كه خدا بدان دستور داده است. در اين صورت, عنوانى كه در خبر اسحاق آمده است, بدون الغاى خصوصيت, مورد فرض را در بر مى گيرد.

لكن شما مى دانيد كه جمله: ((غير موضعها)) به مهبلى انصراف دارد كه از آن همسر مرد نباشد و اما مكانهاى مصنوعى و جديد[ پرورش نطفه] را در بر نمى گيرد.

اگر كسى ادعا كند كه مقصود روايت مورد خاص نيست و مراد از حرام بودن, حرام بودن بسته شدن نطفه به وسيله آب مرد و تخمك زنى است كه بر او حرام است. چنين ادعايى اساس و پايه اى ندارد و با وجود شك در الغاى خصوصيت, به اصل براءت نوبت مى رسد كه بر اقتضاى اين اصل, تشكيل نطفه در فرض مورد نظر جايز است. البته, احتياط بهتر است.

آنچه گفته شد, در موردى است كه مردى كه صاحب منى است مشخص باشد. اما اگر وى مشخص نباشد, در اين صورت, تشكيل نطفه سبب از بين رفتن نسبها مى شود كه جايز نيست.

سخنان بالا, درباره اصل تشكيل نطفه در بيرون مهبل بود; اما كاشتن نطفه اى كه به صورت ياد شده بسته شده, در داخل رحم, به سان كاشتن اين نطفه در صورت اول است, بدين ترتيب:

عمل حرام (اگر حرام باشد) همانا عبارت است از تشكيل نطفه به وسيله آب مرد و زن بيگانه. اما اگر چنين نطفه اى تشكيل شد, نگهداشتن آن حرام نيست; از اين روى, براى زنى كه از زنا باردار مى شود, سقط جنين جايز نيست. در اين صورت, دليلى بر حرام بودن نگهدارى اين نطفه تشكيل شده (اگر نگوييم بر وجوب آن) وجود ندارد. يكى از راههاى نگهدارى, كاشتن اين نطفه است در داخل مهبل يك زن, خواه اين زن صاحب تخمك باشد و خواه زن ديگر, براى مرد حلال باشد و يا نباشد.

دليل جايز بودن عمل بالا اين است كه پيشتر گفته شد: دليلهاى موجود, بر حرام بودن باردار شدن زن از نطفه اى كه باتخمك زنى ديگر بسته شده است (هر چند اين زن بر مرد صاحب منى حرام باشد) دلالت ندارد و باردار شدن زن از نطفه اى كه به وسيله مرد و زن نامحرم بسته شده نيز, همين حكم را دارد[ جايز است] زيرا اين دو فرض, از لحاظ نگهدارى نطفه تشكيل شده, يكسان هستند.

از اين گونه است كاشتن نطفه در رحم حيوان, بدين معنى كه دليلى بر حرام بودن آن وجود ندارد و اقتضاى اصل, جايز بودن آن است.

صورت سوم: نطفه از منى انسان و تخمك حيوان تشكيل و آن گاه در مهبل انسان ديگر كاشته شود, خواه اين انسان بر او حلال باشد و يا نباشد و يا در مهبل حيوانى كاشته شود.

در اين جا نيز, دليلى بر حرام بودن تشكيل نطفه به وسيله اين دو وجود ندارد, همان گونه كه اخبارى كه در مورد حرام بودن آمده اند, بر حرام بودن كاشتن اين نطفه در مهبل انسان و يا حيوانى دلالت ندارند, زيرا اين اخبار به موردى اختصاص دارند كه نطفه اى را كه از دو انسان تشكيل شده باشد, در داخل مهبلى قرار دهند و اگر خصوصيت مورد لغو گردد, تنها از چگونگى قرار دادن نطفه لغو مى شود و نه از تشكيل شدن آن از دو انسان. حتى در نسخه خبر اسحاق بن عمار كه آمده است: ((موضعه)) (با ضمير مذكر) اين عبارت به مهبل انسان و به آن جا كه نطفه, تنها نطفه انسان باشد, انصراف دارد.

به طور كلى, ظاهر آن است كه روايات مورد نظر از تمامى فرضهاى اين صورت, انصراف دارد, بنا بر اين,[ نوبت به اصل مى رسد و] اصل براءت در اين جا حاكم است.

از بيان بالا مى توان به حكم عكس اين صورت پى برد: موردى كه تخمك از انسان و منى از حيوان گرفته شود و به وسيله لقاح اين دو, نطفه تشكيل گردد و آن گاه اين نطفه در مهبل انسان و يا حيوانى كاشته شود=[ بنا به اقتضاى اصل, اين فرض نيز جايز است].

دليل بر جايز بودن اين فرض آن است كه همان گونه كه روايات مورد نظر, حتى پس از الغاى خصوصيت, فرضهاى را كه در مورد كاشتن نطفه بيان شد در بر نمى گيرند, اصل تشكيل يافتن نطفه را هم شامل نمى شوند. در اين صورت, اصل جايز بودن آن را اقتضا مى كند.

صورت چهارم: منى از انسان گرفته شود و تخمك از گياه, سپس به وسيله اين دو,نطفه تشكيل و در داخل رحم انسان و يا حيوانى كاشته شود.

حكم اين صورت نيز از گفته هاى پيش روشن مى شود, زيرا اخبارى كه بر ممنوع بودن بسته شدن نطفه دلالت دارند, همان گونه كه فرضهاى انگاشته شده در كاشتن نطفه را در بر نمى گيرند, اصل بسته شدن نطفه به يكى از دو چگونگى ياد شده را هم در بر نمى گيرند, حتى اگر خصوصيت مورد نيز برداشته شود. بنا بر اين, بايد به اصل رجوع كرد كه به جايز بودن حكم مى كند.

صورت پنجم: منى و تخمك هر دو, از دو حيوان, يا از دو گياه و يا از يك گياه و يك حيوان گرفته شود.

اخبار مورد نظر, حتى پس از الغاى خصوصيت مورد, اين صورت را در بر نمى گيرند و اصل براءت جايز بودن آن را اقتضا دارد.

البته, حكم به جواز, پس از تشكيل نطفه در بيرون مهبل, تفاوت ندارد ميان اين كه نطفه در مهبل انسان كاشته شود و يا در مهبل حيوان, زيرا روايات هر دو مورد را در بر نمى گيرد و اصل براءت در هر دو جارى مى شود, لكن خدا احكام خود را بهتر مى داند.

تمام آنچه گفته شد, درباره حكم صورتهاى درخور تصور براى نوع دوم بود كه فرض ما بر اين قرار داشت كه در ابتدا نطفه در بيرون مهبل بسته شود, سپس در داخل مهبل كاشته شود.

نوع سوم: تشكيل نطفه و نيز رشد آن تا زمانى كه به صورت يك انسان كامل درآيد در بيرون مهبل انجام شود.

در اين نوع نيز, صورتهاى درخور انگاشتن در نوع دوم درباره بسته شدن نطفه از منى و تخمك, مطرح مى شوند, بدين ترتيب:

گاهى نطفه از آب زن و شوهر بسته مى شود, گاهى از آب دو نامحرم, گاهى از منى مرد و تخمك حيوان, گاهى از تخمك زن و منى حيوان, گاهى از منى انسان و تخمك گرفته شده از گياه و يا بر عكس آن, گاهى از آب دو حيوان, گاهى از آب حيوان و آب گياه, گاهى از آب دو گياه و...

تمام صورتهاى فرض شده در اين جا, چيز خاصى را بر صورتهاى انگاشته شده در نوع دوم نمى افزايد تا سبب حرمت گردد.

دليل بر گفته بالا آن است كه در نوع دوم, دو جهت سبب حرام بودن مى گرديدند و اين دو جهت عبارت بودند از: بسته شدن نطفه از آب زن و مردى كه زن و شوهر نباشند و كاشتن نطفه در مهبلى كه براى مرد حلال نيست; اما در اين جا, تنها يك جهت وجود دارد كه عبارت است از: بسته شدن نطفه در بيرون مهبل و گرنه, تمام مراحل رشد نطفه در خارج مهبل انجام مى شود و دليلى بر حرام بودن آن وجود ندارد.

از مطالبى كه در نوع دوم بيان شد, پى خواهيم برد كه صرف بسته شدن نطفه در بيرون مهبل (هر چند از آب دو نامحرم باشد) دليل قانع كننده اى بر حرام بودن آن در دست نيست و اصل براءت جايز بودن آن را اقتضا دارد.

بنا بر اين, لزومى ندارد كه در اين نوع, صورتهايى را بيش از آنچه در نوع دوم بيان شد مطرح كنيم.

تمام سخنانى كه گفته شد, درباره حكم اصل بسته شدن نطفه از راههاى غير معمول بود كه بر اثر پيشرفتهاى جديد علمى امكان پذير گرديده اند.

احكام كودكى كه از راههاى مصنوعى به دنيا مىآيد:

اينك, سخن در اين است كه كودكى كه از راههاى جديد علمى به وجود مىآيد از لحاظ ازدواج, نگاه كردن, ارث و... چه حكمى دارد؟

در پاسخ مى گوييم: اين احكام, بايد در ارتباط با تمام صورتهايى كه براى هر كدام از سه نوع اصلى بيان كرديم, مورد تحقيق و جست و جو قرار گيرد.

صورتهاى نوع اول: تشكيل نطفه در داخل رحم صورت گيرد و ريختن منى و يا كاشتن تخمك و يا هر دوى آنها از راه مصنوعى انجام شود.

در اين صورت, يك بار سخن در انتساب كودك به صاحب منى است و بار ديگر در انتساب اين كودك به صاحب تخمك و يا مهبل.

  نوشته شده در  یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 8:22  توسط شادی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM